ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
740
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
گرفت كه غايت عمران و اجتماع عبارت از حضارت و تجمل خواهى است و هر گاه اجتماع به غايت خود برسد بفساد برميگردد و مانند عمر طبيعى كليهء حيوانات در مرحلهء پيرى داخل مىشود بلكه ميگوئيم خويهائى كه از حضارت بدست مىآيد عين فساد است زيرا انسان را بىگمان وقتى ميتوان انسان ناميد كه بر جلب منافع و دفع مضار و استقامت احوال و اخلاق خود براى كوشيدن درين راه قادر باشد و حال آنكه يك فرد شهرنشين توانائى ندارد كه نيازمنديهاى خود را بتن خويش فراهم آورد ، يا بدان سبب كه در نتيجهء آرامشطلبى از آن عاجز است يا بسبب بلندپروازى كه به علت تربيت در مهد ناز و نعمت و تجملپرستى براى او حاصل آمده است و اين دو صفت هر دو مذموم است . و همچنين نميتواند زيانها را از خود براند زيرا خوى دلاورى را بسبب تجملپرستى و قهر تأديب از دست ميدهد و در نتيجهء اين تربيت متكى به نيروى نگهبانى و لشكرى مىشود تا از وى دفاع كند . گذشته ازين او غالبا از لحاظ دينى فاسد مىشود زيرا عادات و فرمانبرى از آنها مايهء تباهى وى مىشود و ملكات اخلاقى او بجز در افراد نادرى تغيير مىيابد چنان كه ثابت كرديم و هر گاه انسان از لحاظ قدرت خود و سپس در اخلاق و دين خويش فاسد شود در حقيقت او انسانيت خود را تباه مىكند و مسخ ميگردد و بدين نظر گروهى [ كه از ميان سپاهيان سلطان به باديهنشينى و زندگانى خشن نزديكى ميجويند سودمندتر از كسانى هستند ] كه [ 1 ] بر اصول آداب و اخلاق شهرى تربيت ، ميشوند اين وضع در هر دولتى موجود است . پس آشكار شد كه حضارت سن وقوف و مرحلهء عدم رشد براى جهان در عمران و اجتماع و دولتهاست . [ و خدا يگانه مقهور كننده است ] [ 2 ] .
--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت نيست . هُوَ الله الْواحِدُ الْقَهّارُ 39 : 4 . سورهء الزمر ، آيهء 16 . و در چاپهاى مصر و بيروت آخر فصل چنين است : « و خداى سبحانه و تعالى هر روز در كاريست » : كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ 55 : 29 سورهء الرحمن ، آيهء 29 . : هر روز او در كارى است . ( تفسير ميبدى ج 9 ) آخر فصل با « ينى » مطابق است .